سلام ... خوش اومدی به و بم ... لطفا اول پست تبادل لینک رو بخون و بعد برو سراغ بقیه پست ها ... مرسی .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه اول اونو بخونی بهتر و راحت تر میتونی از مطالب وبلاگ استفاده کنی ...
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 23:1  توسط meysam
|
آماده تبادل لینک با سایتها و وبلاگهای مختلف که ترجیحا دارای پیج رنک 1 و بالاتر و یا رتبه الکسای کمتر از 4,000,000 هستند... اما با بقیه وبلاگها هم تبادل لینک صورت میگیرد، درصورت تبادل لینک با ما با توجه به رتبه گوگل و الکسای شما ، بازدید کننده رایگان به وبلاگتان ارسال میشود... .(اگه با ما تبادل لینک کردین و مایل به دریافت بازدید کننده رایگان بودین ، یک نظر خصوصی بزارین... .)
درصورت تمایل لطفا منو با اسم "وبلاگ یه پسر ساده و مثبت" لینک کنید
وبهم خبر بدین با چه اسمی لینکتون کنم
در صفحه اول فقط10 پست قرار دارد برای دیدن پستهای دیگر به قسمت categories مراجعه کنید.
پستهای ویژه : 1. نظرسنجی درمورد دوستی دختر و پسر 2. نظرسنجی درمورد ازدواج
3. نظرسنجی درمورد ازدواج موقت 4. تست سرعت تایپ 5. عمومی (بقیه پستها)
اگه مشکلی توی قسمت نظرات پیش اومد یا عکسها باز نشد یا هم مشکل دیگه ای پیش اومد لطفا توی این پست بهم خبر بدین.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 19:22  توسط meysam
|
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 12:47  توسط meysam
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.
تصمیم گرفت زیر درخت
مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها
را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد
متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش
را نگاه کرد . تعدادی
میمون را دید که کلاه ها را برداشته
اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش
را خاراند و دید که میمون ها همین کار
را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت
و دید که میمون ها هم از او تقلید
کردند. به فکرش رسید... که کلاه
خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار
را کرد. میمونها هم کلاهها را
بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها
را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.
پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین
وضعی برایش پیش آمد
چگونه برخورد کند. یک روز که او از
همان جنگل گذشت در زیر
درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش
اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش
را برداشت,میمون ها هم این کار را
کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین
انداخت. ولی میمون ها این کار را
نکردند.
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی
محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.
نکته : رقابت سکون
ندارد
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 14:50  توسط meysam
|
مرداب به رود گفت: چه کردی که زلالی....؟
جواب داد:
گذشتم ..........!
نردبان
این جهان ما وُ منی ست عاقبـت ایـن نردبـان افتــادنـی
ست
لاجرم
هرکس که بالاتـر نشـست استخوانش سخت تر خواهد شکست
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 13:4  توسط meysam
|

یک سخنران مشهور سمینارش را با
در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد
او پرسید
چه کسی این بیست دلار را می خواهد
دست ها بالا
رفت.
او گفت:
من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم
اما
اول اجازه دهید کاری انجام دهم.
او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید
چه
کسی هنوز این ها را می خواهد؟
باز هم
دست ها بالا بودند.
او جواب داد خوب.
اگر این کار را کنم چه؟
او
پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد
بعد آنها را
برداشت و گفت:
مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟
بازهم
دستها بالا بودند
سپس گفت:
هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه
کردم
شما هنوز هم آن ها را می خواستید
چون ارزشش کم نشد و هنوز هم
بیست دلار می ارزید.
اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم،
مچاله
می شویم و با تصمیم هایی که می گیریم
و یا تصمیم هایی که برایمان می
گیرند
و حوادثی که به سراغ ما می
آیند آلوده می شویم .
و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم
اما
هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده
یا چه چیزی اتفاق خواهد
افتاد.
شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.
کثیف یا
تمیز،مچاله یا چین دار
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار
ارزشمند هستید.
ارزش ما در کاری که انجام می دهیم
یا کسی که می
شناسیم نمی آید
ارزش ما در این جمله است که:
ما که هستیم؟
هیچ
وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 17:4  توسط meysam
|
پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح میداد که چگونه همه چیز ایراد
دارد...مدرسه، خانواده، دوستان و غیره
مادر بزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد البته که دوست دارم
روغن چه طور؟
نه و حالا دو تا تخم مرغ
نه مادر بزرگ
آرد چی ؟ از آرد خوشت می آید؟
جوش شیرین چه طور؟
نه مادربزرگ ! حالم از همه شان به هم میخورد
بله همه این چیزها به تنهایی بد به نظر میرسند اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند یک کیک خوشمزه درست میشود
خداوند هم به همین ترتیب عمل میکند خیلی از اوقات تعجب میکنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او میداند که وقتی همه این سختی ها را به درستی در کنار هم قرار دهد نتیجه همیشه خوب است ما تنها باید به او اعتماد کنیم در نهایت همه این پیش آمدها با هم به یک نتیجه فوق العاده میرسند
+ نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 14:31  توسط meysam
|
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 14:36  توسط meysam
|
این اینفوگرافیک پیش بینی میزان استفاده مردم از اینترنت در سال 2012 را نشان می دهد البته قطعا میزان استفاده کنندگان بیش از این خواهد بود و اینترنت در حال تبدیل شدن به یک وسیله حیاتی برای کشورها و مردم و شده است و اینترنت کمک بزرگی به افراد جامعه و ملتها در دنیا نموده است .
به ادامه مطلب رجوع کنید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 11:35  توسط meysam
|
یه سایت خیلی جالب که اکثر انتگرال ها رو در چند ثانیه حل میکنه.
برای رفتن به اون سایت اینجا رو کلیک کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 15:40  توسط meysam
|